زنانی که به خانه پدری باز نگشتند!

فیلم خانه پدری پس از ده سال توقیف اکران شد .

اکرانی که حواشی و انتقادهای زیادی  به همراه داشت. بحث بر سر سکانس اولیه فیلم است. که به اعتقاد بسیاری از منتقدین خشونت آمیزو ضد ایرانی است.

 مسعود فراستی  اشاره کرده که خانه پدری تنها فیلمی است که موافق توقیف آن است. او در یادداشتی با ضدایرانی خواندن این فیلم درباره «خانه پدری» نوشت:

« ریختن کلی آدم بدون شخصیت پردازی در خانه خوش آب و رنگ قدیمی و پیگیری سرهم بندی شده سرنوشت آنها در طول دهه ها. یک ایده نیم خطی تکان دهنده که می توانست نقدی آسیب شناسانه بر خرافات باشد و ناموس پرستی ارتجاعی و ضد انسانی، که تبدیل به فیلمی ضد ایرانی شده.»

 کیانوش عیاری این بازخورد ها را بی پاسخ نگذاشت و تاکید کرد”حرف‌هایی که درباره فیلم «خانه پدری» گفته می‌شود یک سوءتفاهم بیهوده است و از روی تنگ‌نظری سرچشمه گرفته” من معتقدم اگر دقایق اول فیلم ( صحنه قتل) هم حذف شود، کماکان از نظر کسانی که همیشه دلواپس هستند این اثر غیرقابل نمایش است و آن صحنه بهانه‌ای برای اعتراضاتی است که می‌خواهد شکل بگیرد.

اما مگر کیانوش عیاری چه حرفی را در خانه پدری زده است که اینگونه  مورد حمله برخی منتقدان قرار گرفته است.!

انگشت اشاره عیاری در این فیلم تنها قشری از مردان متعصب بوده که در طول سالیان حکومت در خانواده از انجام هیچ کاری برای دفاع از فرهنگ خودساخته خود ابا نمی کنند. فرهنگی که هیچ ربطی به مذهب و ملیت ندارد.

کیانوش عیاری در خانه پدری به بررسی جامعه پرداخته است، جامعه ای متعصب که برای دفاع از فرهنگ تعصب به نام ناموس پرستی درگیر خشونت می شود. خشونت به هم خون، هم نوع و به عبارتی به خانواده، خشونت به همراه دروغ و پنهان کاری…

فرهنگ خشونت در خانه پدری مدل خاص خودش را دارد. خشونت مردان علیه زنان، دروغ مردان به زنان، پنهان کاری مردان در مواجهه با زنان…

زنان سرزمینی که همیشه مردان برای آنان تعیین تکلیف می کنند. برای تحصیل، ازدواج، طلاق، پوشش و حتی شغل…این خشونت در طول زمان کم کم رنگ می بازد و زنان نقش پر رنگ تری در خانواده و جامعه کسب می کنند. آنها در طول تاریخ می آموزند که ایستادگی در مقابل حرف زور و تلاش برای به دست آوردن آرزوهایشان جز با اتکا به خودشان میسر نمی شود.

چه بسا در جامعه امروز بعد ارعاب و تحقیر علیه زنان بسیار کمتر شده و خودکفایی و وجهه اجتماعی جای آن را گرفته است.و زنان هرگز به خانه پدری و استبداد حاکمه بر آن باز نگشتند.  

عیاری در خانه پدری تنها جنبه ازدواج دختران یک خانواده را مورد بررسی قرار می دهد و به مسائل دیگری که زنان طی قرن ها با آن ها مشکل داشته اند نمی پردازد چرا که بی شک بررسی تمامی مسایل و مشکلات فرهنگی جامعه مرد سالار برای زنان در یک فیلم  غیرممکن است.

خانه پدری در دقایق اولیه فیلم، خانه قدیمی زیبایی را با حیاط و ایوان و درختان سرسبز و حوضی کوچک به نمایش می گذارد که لحظه ای آرزو می کنی که کاش در آن مکان حضور داشتی ولی دیری نمی پاید که کشمکش اولیه فیلم آغاز شده و شوک اولیه وارد می شود

 قتلی در کمال آرامش انجام می شود. قتل تو را به وحشت نمی اندازد آرامش قاتل و اعتقاد او به انجام این کار ،آنچنان دهشتناک است  که تا انتهای فیلم گریبانت را گرفته و ولت نمی کند.

طوری که ازآن لحظه خانه پدری تبدیل به یک اثر باستانی می شود که تو را به کاویدن  و جستجوی مابقی رازها بر می انگیزد.

اشتباه بدون بخشش است. گاهی اشتباه با یک عذر خواهی کوچک فراموش می وشد و گاهی جان انسان یا انسان هایی را به مخاطره می اندازد.

عیاری در فیلم خانه پدری به مقوله اشتباه و پیامد های آن می پردازد، اشتباه دختر جوان که هر چند کوچک پایان شومی را رقم می زند و اشتباه پدر که به دنبال آن اشتباه پسرانش را نیز در پی دارد و تاثیر این اشتباهات نسلی را ماتم زده می کند.

پنهان کاری مقوله دیگری است که عیاری به عنوان گزینه نفرین شده اخلاقی آن را به تصویر می کشد. پنهان کاری که از پدران به فرزندان به ارث می رسد و چه بسا حوادث بی شماری را رقم می زند.

 خانه پدری همچون جامعه ای کوچک به تصویر  کشیده می شود. جامعه ای که در لایه بیرونی آن همه چیز زیبا و دوست داشتنی به نظر می رسد اما در لایه پنهان آن ( زیر زمین ) اتفاقات مخوفی در حال رخ دادن است. هرازچندگاهی حقایق سراز لایه بیرونی درمی آورد اما با سرکوب مواجه می شود. زیر زمین در خانه پدری مکانی برای اشتباه، پنهان کاری و کتمان حقایق است.

بازیگرهای خانه پدری طوری ایفای نقش می کنند که گویا دربستر تاریخی داستان سکنی گزیده اند و خانه پدری خانه واقعی آنهاست.

 تمامی بازیگران و بالاخص مهران رجبی بازی بی سابقه و قابل قبولی را ارائه می کنند. تلاش آنها برای بازسازی زمان و فضای وقوع داستان و عادی جلوه دادن اتفاقات تکان دهنده است.

عیاری توانسته با داستانی ساده و لوکیشی محدود، چند قرن سکوت زنان ایرانی را به تصویر بکشد. زنانی که به جد توانسته اند مرحله گذر از دوران تاریک را طی کرده و نقش آفرین جامعه خویش باشند.

                                                                                                                 پایان 

                                                                                                         نیلوفر طاهری

Related Articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *