جوکری که دلقکش را کشت!

واکین فینیکس ستاره بی بدیل جوکر، چنان در صحنه صحنه فیلم تو را به رقص وا می دارد که ایستاده به تماشا می نشینی

استادی بلامنازع که بازیگری را چنان بی ادعا برایت به تصویر می کشد که بی نیاز از خواندن اصول بازیگری می شوی. جوکر آنچنان در تو رخنه می کند که دلت می خواهد یکی از مردمان گاتهام سیتی می بودی و در اتوبوس مقابلش می ایستادی و آرام با او می خندیدی و اشک می ریختی.

گاتهام سیتی، شهری که آرتور فلک (جوکر) را ازخود راند.  

آرتورکه به بیماری ذهنی دچار است با خنده های غیر ارادی و هیستریک خود باعث رنجش اطرافیان خود می شود. او شاغل است. شغلش دلقکی است. دلقکی که می خنداند. اما مردم دوست دارند تعیین کنند که کی و کجا بخندند. آنها نمی دانند که بیماری آرتور چقدر می تواند وحشتناک باشد. وقتی به جای گریه باید بخندد و به جای درد قهقهه بزند.

جوکر روایت انسانی است که در جامعه خود، غریب است. مردمی که او را نمی فهمند، نمی خواهند و درک نمی کنند .

جامعه ای که او را تغییر می دهد و ازیک انسان مهربان ودوست داشتنی به موجودی شرور بدل می کند.

 دلقکی جانی که همچون رابین هود انتقام می گیرد، نه تنها انتقام شکم های گرسنه را بلکه انتقام قلب های شکسته را، انتقام روح هایی که در تسخیر جامعه سرمایه داری مضحکه می شوند. انتقام شفقت ها و شقاوت هایش را، انتقام آرزوهای بی فرجام و امید های برباد رفته را، او حتی از مادر خود نیزانتقام می گیرد، از زنی که او را ستایش کرده و همچون کودکی از او مراقبت می کرد.

جوکر آگاه می شود. آگاه شدن و دانستن حقیقت، تاوان دارد. او تاوانش را می پردازد، مادر دوست داشتنی و کمدین محبوبش را از دست می دهد تا سوگواری اش را کامل کند.

 جوکر در یادداشتی به اطرافیانش متذکر می شود که از خنده های عصبی او ناراحت نشوند چرا که او یک بیمار روانی است. اما در طول داستان متوجه می شویم که بیمار روانی، روانشناسی است که او را رها می کند. مادری است که از مهربانی فرزندش سوء استفاده کرده و کمدینی که احساساتش را به بازی گرفته است. بیمار روانی، همکاری است که  برایش دردسرساز است و عابرانی که با خشم و انزجار به او می نگرند.

 بیمارروانی جامعه است.

روزنامه حوادث هر روزه جنایاتی را با چهره جدید افشاگری می کند. جنایتکارانی که با دیدنشان متعجب می شوی و با خود فکر می کنی مگر می شود او دست به جنایت زده باشد!؟ آری او همان جوکری است که شاید روزی نیاز به حمایتی عاطفی و مالی داشته است. او جوکری است که پیش از این حسرتی به دل داشته است.

تاد فیلیپس در فیلم جدیدش هشدار می دهد که مراقب جوکرهای اطرافمان باشیم. او مدل جدیدی از شخصیت شناخته شده کامیک بوک را به نمایش می گذارد جوکری متفاوت از جوکرهای سه گانه نولان،

جوکر در برنامه تاک شوی موری فرانکلین (رابرت دنیرو)، فرصتی می یابد تا شوی خود را به اجرا بگذارد. همه تماشاگران بی قرار منتظرند تا بخندند. ولی این بار جوکر قصد دارد تماشاگران را به شیوه خود بخنداند. واکین فینیکس در این سکانس یکی از بهترین بازی های خود را عرضه می کند.

 سکانسی که یکی از افسرده ترین دلقک های جهان، اندوهش را به اشتراک می گذارد.شروعی شورانگیز با پایانی دهشتناک و تامل برانگیز

تاد فیلیپس، با این اثر شناخت خود را از جوامع سرمایه داری نشان می دهد. مردمی که سر در لاک خود فرو برده اند و دولت هایی که بی  توجه به دگردیسی مردم به تشدید بحران می افزایند.

برجستگی فیلمنامه و شخصیت پردازی جوکر باعث نمی شود ویژگی های دیگر فیلم کمرنگ شود.. موسیقی بی نظیر متن فیلم شاهکاری است از سازنده موسیقی سریال چرنوویل، هیلدور گودنادوتیرهیلدور گودن که این اثر زیبا را رقم زده است. و تصویربرداری نیز در نهایت زیبایی قاب هایی طلایی از جوکر را به نمایش می گذارد.

جوکر در نهایت سادگی و موجز بودن ثابت کرده که برای مبهوت کردن بیننده نیازی به اکشن های ابر قهرمانی ندارد.

پایان

نیلوفر طاهری

Related Articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *