هزارتو، مروری بر روزنامه حوادث

دیدن دوباره بازی شهاب حسینی خالی از لطف نیست. پس تصمیم گرفتم به دیدن فیلم هزارتو بروم.

با وجود آنکه تصویر پژمان جمشیدی در کنار شهاب حسینی و ساره بیات برروی پوسترها ترکیب ناخوشایندی از انتخاب بازیگران به نظر می رسید و فروش بالای گیشه هم تردیدم را دو چندان می کرد باز هم توجیه نشده و به دیدن فیلم رفتم. (تجربه ام در چند سال اخیر به من ثابت کرده که نمی توانم برای دیدن فیلم خوب،اعتمادی به فروش بالای فیلم بکنم.)

هزارتو

نیم ساعت اول فیلم تکلیف مشخص می شود. باز هم با فیلمنامه ای به سبک و سیاق اصغر فرهادی مواجه هستیم داستان خیانت و قضاوت. کپی برداری بدی  از اثر( همه می دانند) اصغر فرهادی که بچه ای گم می شود و قضاوت های خانواده آغاز می گردد.

کپی برداری از فیلم (چهارشنبه سوری) که مردی مظلوم نما به زن خیانت می کند و دقیقا زن دوم زیاد دور نیست یا همسایه است و یا دوست، مانند فیلم (برف روی کاج ها) که در آن هم به نوعی پیمان معادی به سبک و سیاق اصغر فرهادی و با تاثیر از او به نگارش در آورده است.

 چطور ممکن است با دیدن یک فیلم ، فیلم های بسیار دیگری در ذهنت مرور شود . مروری بر خیانت های مکرر در فیلم های ایرانی ولی این بار در سطحی ترین شکلش، خود را به نمایش بگذارد. مرور ی بر عشق های مثلثی و ذوزنقه ای و…

در هزارتو اما عشقی بی زاویه گریبان فیلمنامه را گرفته است. در هزارتو هیچکس، هیچکس را به معنای واقعی دوست ندارد.

 نگار (ساره بیات)به خاطر فرزندش با امیر علی(شهاب حسینی) ازدواج کرده و امیر علی به خاطر عذاب وجدانش پس از مرگ اسفندیار(همسراول نگار) با نگار وصلت کرده است و بردیا را به عنوان فرزند پذیرفته است.

مامان فری(فریبا جدیکار) و دایی (پژمان جمشیدی) نیز چندان از گم شدن بردیا ناراحت نیستند. دایی که چوب خودش را به سینه می زند و بی تعصب ترین دایی دنیاست.

فیلمنامه بدون شخصیت پردازی و پیچش است.

از یک مادربزرگ ایرانی کمتر انتظار می رود که با چنین آرامشی حرف بزند، او نه از گم شدن نوه اش نگران است و نه از خیانت دامادش به خشم می آید. مامان فری آمده است که چایش را بخورد و برود.

شخصیت ها بسیار سطحی هستند. انگیزه ای قوی برای دوست نداشتن و خیانت به هم ندارند.

نگار با وجود اطلاع از عشق بیتا به امیر علی باز هم با او در رفت و آمد است و رفتاری بسیار دوستانه با او دارد و حتی به مجرد بودن بیتا هم شک نمی کند.

بیتا دست به عملی می زند که به سرانجام آن فکر نکرده است حتی اطلاع دقیقی از دوستش آرش، بیماری اش،محل سکونت و رفت و آمدهای او ندارد ولی با این اوصاف به او اعتماد می کند.

 بدترین قسمت فیلمنامه پایان بندی دم دستی و شوکه کننده آن است

. پایان بندی که که با یک مرگ اتفاقی به سرعت شکل می گیرد و نویسنده که به خیال خود فیلمنامه ای با پایان باز نوشته است با تصویری از یک کودک خوابیده دریک انبار متروکه که در میان آسمان خراش ها و ساختمان های بزرگ شهر مهجور مانده است داستان را به پایان می برد.  

از فیلمنامه ضعیف فیلم که بگذریم، سوپر استارهای سینما نیز بازی های بدی از خود به یادگار می گذارند.

ساره بیات مشخص نیست چه سبکی در بازی دارد ابتدا سکوت می کند و ما فکر می کنیم که قرار است بازی درون گرایی از او ببینیم اما ناگهان ازشوک خارج شده و با گیر دادن به همسر، مادر و برادرش، بدترین بازی خود را به نمایش می گذارد.

شخصیتی عصبانی که فقط به خود و فرزندش اهمیت می دهد و خانواده برای او معنایی ندارد و تماشاگر با او همذات پنداری نمی کند و برایش دل نمی سوزاند.

بیتا (غزال نظر ) با خونسردی بیش از حد خود داستان را لو می دهد و در دیالوگی که هنگام خفه کردن مهندس توسط شهاب حسینی می گوید (او مقصر نیست) مهر تایید بر مجرم بودن خود می گذارد.

هزارتو

شهاب حسینی بازی قابل قبول تری از خود به نمایش می گذارد هر چند در پلانی که بعد از تهدید نگار (می شینم روی خرخره ات) ناگهان با میمیکی دلواپسانه در ماشین و در حین رانندگی، باعث خنده تماشاگران می شود.

هزارتو

حضور پژمان جمشیدی برای بالا بردن آمار گیشه است یا برای تقلیل کردن اندوه فیلم را نمی دانم اما وصله ای بد ناجور در انتخاب بازیگر به حساب می آید.

جمشیدی که در این سال ها کمدی های خوبی را از خود به نمایش گذاشته و بی شک می توان او را یکی از کمدین های قابل قبول در سینمای ایران دانست که مخاطبان و هواداران خاص خود را دارد ولی این بار با ظاهر شدن در نقشی جدی، با طنزخاص خود حواس تماشاگر را از حساسیت موضوع و تمرکز بر آن کم می کند.  

هزارتو، ریتمی قابل قبول دارد.

شبیه برخی سریال ها که با داده های متعدد تماشاگر را سرپا نگه می دارد ولی در پایان با غرولند تماشاگر،تلویزیون خاموش می شود.

اطلاعاتی متعدد و پشت سرهم که کنجکاوی را بر نمی انگیزد و سورپرایزی به حساب نمی آید.

به شدت پیشنهاد می شود فیلمسازان جوان این فیلم را ببینند و در انتخاب فیلمنامه و کارگردانی خود به خصوص در اولین فیلمشان حساسیت های لازم را به خرج دهند تا مبادا اثری غیر قابل قبول در پرونده کاری شان به یادگار بگذارند.

نیلوفر طاهری

Related Articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *